السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

152

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )

تلخيص الشافى ، خلاصه كرده است بنابراين شيخ طوسى همانند سيد مرتضى كتابش را به عنوان يك امامى در دفاع از مذهب و اثبات صحّت و درستى آن نوشته است . او مىخواهد در اين كتاب به جايى برسد كه حد فاصل بين مذهب اماميه و ديگران را روشن سازد . در حالى كه شيخ مفيد رحمه اللّه در كتاب الارشاد تلاش مىكند از اين حدود درگذرد تا يك كتاب تاريخى براى همگان باشد كه بتوانند بدان مراجعه و بدون اشكال و اتهام از آن استفاده كنند . ( 1 ) اگر از ميان فرقه‌هاى شيعه ، فقط اماميه در اين مسأله اجماع دارند نه ساير فرقه‌ها مثل اسماعيليه و زيديه و . . . ، در اين صورت از شيخ مفيد رحمه اللّه پذيرفته نخواهد بود كه اين اجماع اماميه را به ساير طوايف و فرقه‌ها نيز نسبت دهد . شيخ مفيد از يك جهت از دامن زدن به مسائلى كه تعصبات مذهبى را بر مىانگيزد ، دورى مىكند و از سوى ديگر در اينجا به صورت پنهان و زيركانه به يك امر حسّاس اشاره مىكند . چه وجود جنينى را كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله محسن ناميده بود ، اثبات كرده و خواننده را آزاد گذاشته تا خود درباره نقش و سرنوشت اين جنين تحقيق كند . ( 2 ) 3 - اما اينكه شيخ مفيد رحمه اللّه در اين مسأله با شيخ طوسى رحمه اللّه مخالف است ، در پاسخ به پرسش بعدى خواهيم ديد كه نه تنها با او مخالف نيست بلكه كاملا با او موافق است . لذا در اينجا بدان نمىپردازيم . ( 3 ) 4 - شيخ طوسى شاگرد شيخ مفيد بود . در آن زمان شيخ مفيد مرد اوّل شيعه بود . بنابراين معقول نيست كه شيخ طوسى با اين جزم ، قاطعيت و وضوح مدعى اجماع شيعه شود در حالى كه شيخ مفيد ، استاد وى و بزرگترين شخصيت شيعه در اين مسأله مخالف باشد ؟ ! حد اقل بر او لازم بود كه بيان كند ، استادش با اين اجماع مخالف است بلكه آن